تبلیغات



از آیين نامه تاسیس دفتر کار روان شناسی بالینی تا حذف خدمات رواندرمانی و واگذاری آن به روان پزشکان!

ميگنا-عظيمي: يكي از نگراني هاي مهم و انتقادات جامعه روان شناسي از واگذاري رشته روان شناسي باليني به وزارت بهداشت برمي گردد به سياستگزاري ها و عملكرد دو سال اخير وزارت بهداشت در تضعيف رشته روان شناسي باليني و بر عكس از آنسو نيز تقويت و پر و بال دادن به نگاه پزشك سالارانه در بحث سلامت روان و تصاحب رشته مذكور است.
براي نمونه معاونت سلامت وزارت بهداشت،درمان و آموزشكي طي نامه اي در سال 1386 آئین نامه تاسیس دفتر کار مستقل روان شناس بالینی را تصويب و براي اجرا به دانشگاههاي علوم پزشكي كشور ابلاغ كرده است و انجام رواندرماني را وظيفه روان شناسان باليني و نه روانپزشكان تعيين نموده است .( مستندات در پيوست اين يادداشت آمده است)
در موادي از اين آيين نامه آمده است:
-ماده 18: روان شناسان باليني مجاز به صدور گواهي حضور مراجعين، در جلسات روان درماني و نيز گواهي حضور جهت ارائه به كمسيون هاي پزشكي با ذكر تشخيص مي باشد.
-ماده 19: رعايت ضوابط،مقررات و تعرفه هاي مصوب مراجع ذيصلاح قانوني ضروري است.
-ماده 22: در صورت تعطيلي دائم يا موقت دفتر كار... مسئوليت رواندرماني مراجعين قبلي به عهده روان شناس باليني دارنده مجوز مي باشد. و....

حال چگونه است با گذشت تنها 10 سال و با تغيير يك كابينه دولت در فروردين 1394، نه تنها روان شناسان باليني ديگر، قادر به انجام روان درمانی نیستند!، بلكه وزارت علوم هم قادر به آموزش و تربيت روان شناس بالینی نیست؟! با اين اقدامات غيركارشناسي و عجولانه، آيا نبايد اكثريت روان شناسان كشور از انتقال رشته روان شناس بالینی به وزارت بهداشت نگران و ناراضي باشند؟ 

سئوال و ابهام اينجاست؛ چرا روان شناسي باليني كه روزي در وزارت بهداشت، قادر به تشخیص، درمان، تاسیس دفتر کار و ... بوده است در يك تصميم ناگهاني از سوي از ارایه روان درمانی محروم و نقشش در وزارت بهداشت به یک روان سنج نزدیک می شود تا درمانگر مستقل و آزاد.
مدعيان متولي سلامت، اول برادري خود را ثابت كنند و حق رواندرماني را به روان شناسان برگردانند آنگاه بنشينند بحث انتقال را پيش بكشند. تا بوده رواندرماني حق مسلم روان شناسان بوده است.
وصف حال ما اينست پزشكان عزيز :
از طلا گشتن پشیمان گشته ایم/ مرحمت فرموده ما را مس كنید!

مستندات :